تبليغاتX
روزنوشته ها - یاد یاران
۲سال پیش در چنین روزی  84نفر از همکاران ما رو با هواپیمای باری نظامی بردن تو آسمون...و برنگردوندن .۲سال پیش در چنین روزی هواپیمای پیر داغ جامعه مطبوعاتی و رسانه ای کشور رو رقم زد تا هر وقت اسم  سی 130 رو می شنویم تنمان بلرزه و نا خداگاه یاد غربت صنف جذاب (از بیرون)و سوزاننده (از داخل) رسانه ای بیفتیم.

یادمان بیفتد که قلم دستان ماست اما نشانه گیری شدیم...یادمان بیفتد که میتوانیم از خودمان بگیم  همکارامون میتونن از خودشون بگن و جانب دارانه به موضوعات شخصی و منفعتی خودشون بنگرند اما این کارو نمی کنن.یاد دوستانی می افتیم که با افتخار رفتن اما خانواده های داغدارشون هنوز از بی عدالتی محاکمه و پرونده بو دار این سانحه خون دل هستند و ما هم که صم بکم......

ببین چگونه برادرت شهید شد.....عدد بده ....

                   

نکته:

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از تبرتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای ،پرواز را علامت ممنوع می دهید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟

گیرم که می زنید                    گیرم که می کشید              گیرم که می برید

                             با رویش ناگریز جوانه چه می کنید

                  

این متن زیبا را همکار خوبم حمیدرضا طهماسبی پور نوشته که آنرا اندکی تغییر داده ام.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 18:47 توسط علیرضا |