از دست های گرم تو
کودکان توامان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد
نغمه در نغمه در افکنده
ای مسیح ماد ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمام ی ناپذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد
رنگها در رنگ ها دویده
از رنگین کمان بهاری تو
که سرا پرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است
نقش ها می توانم زد
آبشاری در کف
آفتاب ی در نگاه و
فرشتهای در پیرهن
از انسانی که توئی
قصه ها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد
احمد شاملو
خداحافظ.همین حالا خداحافظ.تا ملاقاتی نو ور محلی دیگر
تا آنجا که خاطرم هست همیشه بحث ۳-۲استان شدن تهران مطرح بوده است.
به نظر شما این این ابتکار دولت ارتباطی با کمبود استان برای سفر ندارد؟
همچنين هفته گذشته تنها چند روز پس از گرفتن راي اعتماد وزراي جديد صنايع و نفت، رييسجمهوري وزير آموزشوپرورش را بركنار كند و برخي اخبار موثق نيز حكايت از آن دارد كرد وزراي كشور و کشاورزی نيز مجبور به استعفا شدهاند و به زودي كنار ميروند.
از سوي ديگر گفته ميشود وزير راهوترابري نيز حكم بازنشستگي خود را دريافت كرده و براي رفتن از ساختمان آفریقا تنها منتظر معرفي جانشين است.
انجام هفت تغيير در كابينه آن هم در شرايطي كه همه فكر و ذكر دولت و مجلس بايد بر بودجه متمركز باشد، وضعيت دشواري را ايجاد كرده است. از يكسو حدود يك چهارم وزارتخانهها بايد با سرپرست درخواست بودجه كنند و از سوي ديگر مجلس به جاي بررسي بودجه، بايد وقت خود را صرف بررسي راي اعتماد به وزراي پيشنهادي كند.
آيا امكان انجام اين تغييرات پس از بودجهنويسي نيست؟ آيا رييسجمهوري نبايد در اجراي تصميمات خود اهم را كه همان بودجهنويسي است مدنظر داشته باشد؟
تغيير در كابينه زمان دارد و فصل بودجهريزي، بدترين زمان براي اين امر است.
یادمان بیفتد که قلم دستان ماست اما نشانه گیری شدیم...یادمان بیفتد که میتوانیم از خودمان بگیم همکارامون میتونن از خودشون بگن و جانب دارانه به موضوعات شخصی و منفعتی خودشون بنگرند اما این کارو نمی کنن.یاد دوستانی می افتیم که با افتخار رفتن اما خانواده های داغدارشون هنوز از بی عدالتی محاکمه و پرونده بو دار این سانحه خون دل هستند و ما هم که صم بکم......
ببین چگونه برادرت شهید شد.....عدد بده ....

نکته:
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از تبرتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای ،پرواز را علامت ممنوع می دهید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید گیرم که می کشید گیرم که می برید
با رویش ناگریز جوانه چه می کنید

این متن زیبا را همکار خوبم حمیدرضا طهماسبی پور نوشته که آنرا اندکی تغییر داده ام.
اما وقتی سخنان دبیر این شورا را می خوانیم که احمدی نژاد را برای توضیح درباره برنامه های اتمی احضار کرده ایم شک می کنیم که رفتن رییس جمهور به این اجلاس باعث عزت ایرانیان است یا خفت؟
گفته میشود در گام بعدی منصوبان محمدرضا باهنر از دولت اخراج می شوند.
آیا محمود احمدی نژاد در راستای یک دست کردن کابینه گام برمیدارد؟
پايان كار احمدينژاد چه خواهد شد؟
احمدينژاد، نخستين رئيسجمهور و شايد آخرين رئيسجمهوري باشد كه اين پرسش از نخستين روزهاي صدارت وي مطرح شد و تاكنون نيز او را همراهي كرده است، هرچند ششمين رئيسجمهور ايران و هوادارانش پاسخ اميدواركننده و درازمدت به اين پرسش كليدي دادند اما پاسخهاي منتقدان وي به آن اندازه طولاني و براي وي نويدبخش نبود، در اين فرصت به بررسي پاسخهاي گوناگون درباره پايان كار محمود احمدينژاد خواهيم پرداخت.
1ـ نخستين پيشبيني از فرجام احمدينژاد توسط وي و هواداران سرسختش تصوير شده است، از اين منظر، پايان كار احمدينژاد نه تنها در دوره كنوني رياستجمهوري او محدود نخواهد شد، بلكه وي براي دومين بار در انتخابات رياستجمهوري پيروز شده و پس از هشت سال نيز از صحنه سياسي ايران كنار نخواهد رفت، بلكه همچون اسلاف وي هاشمي و خاتمي جريان سياسي و اجتماعي را ايجاد كرد كه بيش از ديگران متكي به وي خواهد بود. توصيه احمدينژاد به مشاور جوان خود براي تلاش براي تصدي پست شهرداري تهران به عنوان مقدمهاي براي رياستجمهوري وي پس از پايان دوره هشت ساله احمدينژاد، هرچند در گام نخست با ناكامي روبهرو شد، اما نشاندهنده افق روياهاي رئيسجمهور كنوني كشور است.
احمدينژاد به خوبي ميداند كه براي تحقق اين رويا كه از لوازم آن پيروزي در دور دوم انتخابات رياستجمهوري است، ناگزير به فراهم آوردن تشكيلات و شبكه نيروي انساني و امكانات عظيمي است كه هرچند وي از نهادن نام حزب بر آن خودداري ميكند اما كاركردي مشابه با احزاب دارد، فرصت دوره نخست رياستجمهوري براي فراهم آوردن اين شبكه زماني مغتنم است و تأسيس ستاد رايحه خوش خدمت و حاميان دولت در فاصله كمتر از يك سال از پيروزي احمدينژاد توسط نزديكان وي نشان از اشتياق اين طيف به ماندگاري در قدرت دارد.
2ـ دومين پيشبيني درباره پايان كار احمدينژاد، مربوط به جناح راست است، سران اين جناح سياسي كه احمدينژاد از مديريت مياني آن به يكباره به سطح رياستجمهوري ترقي كرد، در انتخابات رياستجمهوري گذشته، از احمدينژاد حمايت نكردند، اما جناح راست سعي كرد پس از تشكيل دولت وي با مديريت عملكرد اين دولت هم از اشتباهات و ناكارآمدي دولت نهم كه نهايتا عملكردش به پاي جناح راست نوشته خواهد شد بكاهد و هم سهم خويش را در دولت احمدينژاد افزايش دهد.
به نظر ميرسد، رأي عدم اعتماد به چهار وزير پيشنهادي احمدينژاد در معرفي كابينه و اجراي طرحهاي كلان توسط دولت در حالي كه احمدينژاد شخصا به اجراي آنان تمايلي نداشت نظير سهميهبندي بنزين نشان داد كه مديريت احمدينژاد توسط چهره شناختهشده جناح راست نظير باهنر امري مشكل، اما ناممكن نيست و با ابراز تمايل باهنر براي حضور در كابينه و پيشبيني همزمان دولت هشت ساله براي احمدينژاد، وي نشان از تمايل جناح راست براي تداوم دولت احمدينژاد در دوره دوم دارد هرچند ميتواند يكي از دلايل اين تمايل، عدم وجود چهره ديگري است كه مورد اجماع جناح راست باشد چراكه به نظر ميرسد هماكنون ساير گزينههاي اصولگرايان چون لاريجاني، قاليباف و رضايي و حتي توكلي روابط دوجانبه تيرهاي با دولت نهم دارند و امكان وحدت بر روي آنان با طيف دولت، محتمل به نظر نميرسد.
3ـ سومين فرجام احتمالي احمدينژاد، اتمام دوران رياستجمهوري وي پس از پايان نخستين دوره است. در اين گزينه كه مدافعان در طيف ميانهروي اصولگرايان دارد، بر ادامه آبرومندانه دولت احمدينژاد تا پايان دوره چهار ساله رياستجمهوري وي در كنار ايجاد يك اجماع در اصولگرايان براي جلوگيري از به قدرت رسيدن احمدينژاد در دوره دوم تأكيد ميشود.
از اين نگاه هرچند تندرويهاي احمدينژاد هزينههاي سنگين به كشور و اصولگرايان تحميل كرده است اما نبايد با واكنشهاي مشابه، جريان قدرت را كه از اتهامات دوره دوم شوراي شهر به دست اصولگرايان افتاده است به جريان رقيب واگذار كرد و به همين دليل جداسازي نرم احمدينژاد از قدرت كه به ويژه پس از انتخابات مجلس هشتم آغاز ميشود و عدم ايجاد فضا و احتمال پيروزي براي شركت وي در دوره دوم بايد به استراتژي اصولگرايان تبديل گردد.
در اين سناريو، از حداد عادل و يا چهرههاي ميانهرويي همچون او به عنوان جايگزين احمدينژاد در رياستجمهوري دهم ياد ميشود.
4ـ و سرانجام گزينه چهارم، پايان رياستجمهوري احمدينژاد پيش از اتمام دوره چهارساله اوست، در اين گزينه كه اصلاحطلبان مهمترين هوادار آن هستند، اخراج احمدينژاد را از قدرت و پايان دادن به عواقب خارجي و داخلي گفتار و رفتار وي ميتواند محرك خوبي در بخشي از اقشار اجتماعي براي روي آوردن به اصلاحطلبان باشد و بنابراين، در صورتي كه اصلاحطلبان طرح عدم كفايت سياسي رئيسجمهور را سرلوحه وعدهها و برنامههاي خود پس از پيروزي در انتخابات مجلس هشتم قرار دهند ميتوانند آراي بيشتري را در انتخابات جذب كنند و حتي در صورت پيروزي نسبي تحقق اين وعده در انتخابات رياستجمهوري دهم سرلوحه برنامههاي آنان و محور اتحاد استراتژيك اصلاحطلبان قرار ميگيرد.
تحقق وعده مذكور كه حتي در صورت پيروزي اصلاحطلبان در مجلس و تصويب طرح عدم كفايت سياسي رئيسجمهور به دليل آنكه نيازمند موافقت رهبري است، با دشواريهاي فراوان روبهروست اما كاركرد اين وعده مهمتر از جامه عمل پوشيدن آن ايجاد انگيزه و تحرك در پايگاه اجتماعي اصلاحطلبان است.
در اين ميان به نظر ميرسد به وقوع پيوستن هر يك از چهار گزينه فوق كه فرجام احمدينژاد را از خوشبينانهترين حالت تا بدبينانهترين شكل تصوير كردهاند وابسته به عوامل و پارامترهاي متعدد داخلي و خارجي است.
سرنوشت پرونده هستهاي و تثبيت دستيابي ايران به چرخه سوخت، ايجاد انشقاق ميان غرب و شرق و شكل نگرفتن اجماع عليه ايران، عقبنشيني دولتهاي عربي و ديگر همسايگان كشور از ديپلماسي خصمانه در برابر ايران و حفظ قيمت نفت در سطح كنوني، از جمله مهمترين وقايعي است كه وقوع آنان ميتواند احتمال رخ دادن گزينههاي اول و دوم را افزايش دهد.
در مقابل تشديد تحريمها و پيامد آن اخلال در روند اقتصادي كشور، افزايش تنش در روابط خارجي، پيوستن روسيه، و چين به آمريكا و اروپا در موضوع ايران، اختلال در درآمدهاي نفتي كشور به دليل محدوديتهاي امنيتي يا كاهش قيمت نفت و در نهايت اقدامات نظامي آمريكا يا اسرائيل عليه ايران رخدادهاي خارجي است كه ميتواند زمينه تحقق گزينههاي سوم و چهارم را فراهم كند.
اما در ميان عوامل داخلي، توفيق دولت در حل معضل تورم و گراني، كاهش سطح معضل مسكن، توسعه محسوس امكانات حملونقل عمومي و كارآمد كردن طرح سهميه بنزين در كنار توسعه محدود آزاديهاي اجتماعي، از عواملي است كه ميتواند تصوير روشنتري از آينده دولت را رقم بزند و در مقابل آن، ناكامي دولت در حل معضلات اقتصادي، سياسي، فرهنگي ميتواند زمينهساز به وقوع پيوستن گزينه سوم و چهارم و تغيير دولت شود.
اما شايد در كنار عوامل داخلي و خارجي بتوان از موضع رهبر در رابطه با دولت و رئيسجمهور، متغيري سرنوشتساز نام برد، موضعي كه در دو سال گذشته شاهد فراز و نشيبهايي بوده است و كيفيت آن در عمر باقيمانده دولت نهم تأثير زيادي خواهد گذاشت.
ارتباط رهبر انقلاب با دولت نهم تاكنون شرايط متفاوتي را سپري كرده است، حمايت متداول رئيسجمهور و دولت كه مشابه با موضع رهبري در برابر دولتهاي پيشين بوده است در يك سال نخست تشكيل كابينه، موضع انتقادي از دولت همراه با سكوت نسبي در برابر حملات منتقدان به دولت در پاييز سال 1385 و پيش از انتخابات شوراهاي شهر و خبرگان رهبري، حمايت بيسابقه و كامل از دولت و رئيسجمهور از اسفند سال 1385تا مهر 1386 و آغاز روند كاهش حمايتهاي رهبري از دولت از مهر گذشته تاكنون چهار فصل متفاوت موضع رهبري در برابر دولت در طول دو سال گذشته است كه بررسي آن، فرصتي مجزا را ميطلبد
اول که کلیپو دیدم فکر کردم یکی از همین فیلماییه که یکی از نسل سومی ها زمان س ک س با یکی از د ل ب ر ک ا ن شهرمان است که هر روز دهها مورد پخش میشود .اما با رسیدن به ثانیه دهم فیلم فکم افتاد: فاعل یه پسر بچه۱۲-۱۳ ساله و مفعول زنی حدود ۳۰-۳۵ ساله.
تعجبم زمانی بیشتر شد که مفعول بنای صحبت با فیلمبردار را گذاشت که با جواب او نفس در سینه ام حبس شد: مفعول مادر فاعل و فیلمبردار پدر او بود.این را به راحتی با اظهارات آنها راجع به شیوه عمل دلبندشان میشد فهمید.
از زمانی که این بلوتوث ۴ دقیقه ای را دیدم تازه فهمیدم فاجعه چیست. قبل از آن فکر می کردم رابطه پدر با دختر یا خواهر با برادر تاسف آور است . اما...
مرحوم دکتر شریعتی در یکی از دعاهایش فرموده: خدایا به مردان ما غیرت و به زنانمان عفت و پاکدامنی عطا فرما.
مسوولان فرهنگی کلاهشان را یه ذره بالاتر بذارند.
تمام پيشرفتهاي ايران از ابتداي تاريخ تا كنون (البته با كمي اغراق) ناشي از تفكر بسيجي بود.
تمام پايه و اساس زندگي مردم ايران مديون بسيج است.
همه مردم ايران بسيجي هستند از سرداران و مقامات ارشد كشوري گرفته تا ورزشكاران و نوزادان تازه متولد شده. و خلاصه اينكه پيشرفتهاي پزشكي و مؤسسه رويان ناشي از تفكر بسيجي است.
قهرماني تيم ملي بسكتبال در آسيا ناشي از تفكر بسيجي است.
قهرماني رضازاده ناشي از تفكر بسيجي است.
اعطای لقب شوالیه به شهرام ناظری از طرف فرانسه ناشی از تفکر بسیجی است.
همه ايران بسيجي است و ...
اين گزارش همراه با تصاويري از دوران جنگ بود و رزمندگان جان بر كفي كه فداكاريهاي آنان را تا قرنها نمي شود از ياد برد. مرداني كه از مدارس و دانشگاه خالصانه به جبهه رفتند تا از آرمان ايران و انقلابي كه كرده بودند دفاع كنند. شاید شما جنگ را حس نکرده باشید اما من با سلول سلول مغزم جانم و تنم جنگ را دیدم، ترس را حس كردم و هواپيماهاي عراقي را هقته اي ۲ روز روي سر خود ديدم. در تمام آن روزها مرداني سبز قامت بودند كه وقتي در عالم بچگي به ياد آنها مي افتادم احساس آرامش مي كردم و هر كدام را كه در خيابان ميديدم به او علامت پيروزي نشان مي دادم.
نجف زاده به اونها مي گفت :« داداشيهاي ما».
اينكه فقري كه هم اكنون در مملكت ما موج مي زند ناشي از چيست؟
اعتياد و دسترسي آسان به مواد مخدر در جامعه ناشي از چيست؟
چرا فساد آنقدر زياد شده كه با هيچ تبليغي با هيچ اعتقادي و با هيچ ايماني نمي شود جلوي آن را گرفت؟
چرا دختران به راحتي و با كمال ميل جلوي دوربينهايي ظاهر مي شوند كه اعمال و حركات آنها را به سرعت در جامعه منتشر كند؟
بيكاري كه در 4 استان غربي آذربايجان غربي، كرمانشاه، كردستان و ايلام جوانان را فلج كرده است ناشي از چيست؟
ساختمانها و برجهايي كه پس از مدتي نشست كرده و يا با يك لرزه تا بالا ترك بر ميدارند ناشي از چيست؟
چرا خانه 60 متري را در دورافتاده ترين نقطه تهران بايد با 10 ميليون پول پيش و 500 هزار تومان اجاره بدست آورد؟چرا حقوق يك كارمند به طور متوسط 300 هزار تومان است؟
اين كارمند تازه ازدواج كرده كجا زندگي مي كند؟
مردمي كه در زاغه هاي اطراف تهران و شهرهاي ديگر كشور با سرد شدن هوا تن پوشي ندارند كه به زير لباسيهاي خود اضافه كنند چه مي كنند؟
چرا هزينه سرسام آور بيمارستان بسياري را از درمان پشيمان مي كند و اين يعني انتظار مرگ.
چرا برادر سر برادر كلاه مي گذارد؟
چرا پدر فرزند خود را مي كشد يا به دختر خود تجاوز مي كند يا براي زن خود مرد مي آورد؟
چرا همه مغزهاي ايراني هم اكنون بالاترين كرسي بهترين دانشگاههاي جهان را در اختيار دارند و وقتي مي خواهند بازگردند براي آنها در دانشگاههاي ما جايي نيست؟
و...
نمی دانم چرا نجف زاده از اینها نمی گوید؟ مگر رسانه بازتاب اجتماع نیست؟
مگر خبرنگار آنجا نیست تا دردهای مردم را بگوید؟مگر نجف زاده دوست ندارد تا درد مردم را بگوید؟

سلام.بعد از چند روزی که به خاطر مشکلات غیبت داشتم ، دلم میخواست از خودم بنویسم .ناخود آگاه به یاد بهترین روزهای کاریم افتادم.زمانی که خبرنگار حوزه دولت بودم. از آرشیو عکسام این عکس را انتخاب کردم .
اولین نفر از سمت چپ که مسلما خودمم. نفر کناریم مینا علی اسلام همکلاسی قدیم و خبرنگار سابق خبرگزاری موجه که شنیدم فوق لیسانسشم گرفته(مبارکه).
خانم خنده روی کناردستی ، اکرم خانم دیداری است که از ۲-۳ سال قبل در آلاسکا زندگی میکنند.آن زمان از مرحوم ((شرق)) اخبار دولت را پوشش میدادند.
کنار خانوم دیداری مهدی اقدم ایستاده که خبرنگار خبرگزاری مرحوم ایلنا بود.
الان ازش بیخبرم(call me please)
اما اون آقایی که عقب تر از همه زیر چتر وایساده الان به لطف دولت نهم آقایی شده بیا ببین.آقای قمری وفامدیر ارتباط با رسانه های نهاد ریاست جمهوری.
تاریخ این عکس اردی بهشت۸۳ است .مطمئنم. چون چند روز بعد در ساختمان کنار این حیاط آقای خاتمی خطبه عقد من و همسرم را جاری کرد.
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
نمی دونم این شعر زیبای منوچهری شاعر مشهور را شنیده اید یا نه(اسم خیابان منوچهری تهران را حتما شنیدین).ولی احساس میکنم جمیع شرایط مملکتی مصداق بارز این بیت است.نه؟
راستی نظرتون راجع به این عکس چیه؟
دولت شرمنده از آن ما
عکس زیر از حميد سلطان آبادی است.با تشکر از دوست خوبم محسن اسدپور تهرانی بابت تذکرش


شاید که آینده ازآن ما
دو تا دیوونه از تیمارستان فرار میکنن. ریل راه آهنو میگیرن و راه میافتن. اولی میپرسه: کی میرسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون میده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
میرن و میرن ... تا اولیه خسته میشه، میگه: پس چرا نمیرسیم؟ دومیه برمیگرده و عقبو نگاه میکنه و میگه: فکر کنم ردش کردیم!
نمیدونم چرا وقتی این گزارش را خواندم و بعدش این خبر را دیدم یاد این جوک افتادم
سحرگاهان که در خوابی
تو را من لینک خواهم کرد
به بقال محل هم لینک خواهم داد
به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید
مرا هک کن
خیالی نیست
دوباره آی دی از نو
و روز از نو
تمام شب به روزم من
و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فیلتر شکن یک روز
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد.
* شعر علیرضا قزوه *
رییس دانشگاه در بخشی از اظهارات خود خطاب به محمود احمدی نژاد گفت "آقای رییس جمهور، شما دارای تمامی نشانه های یک دیکتاتور حقیر و سنگدل هستید" و آقای احمدی نژاد را متهم کرد که یا عمدا سخنان تحریک آمیز بر زبان می راند یا اینکه از دانش بی بهره است.
آقای بولینجر با اشاره به اظهارات رییس جمهور ایران در مورد کشتار یهودیان، گفت که وجود هولوکاست بر مدارک گسترده تاریخی استوار است و همچنین دولت ایران را به حمایت از تروریسم، کمک به شورشیان در عراق و خودداری از عمل به ضوابط بین المللی ناظر بر لزوم اطلاع رسانی در مورد برنامه های اتمی این کشور متهم کرد.
صدای مرد تنها بدون کف و صوت اصول گراهادر برابر اهانت
آقای احمدی نژاد این اظهارات را "اهانت آمیز و نادرست" خواند و آن را ادعاهایی توصیف کرد که تحت تاثیر مطبوعات و سیاستمداران مخالف جمهوری اسلامی ایراد شده است.
|
| |
| رییس دانشگاه کلمبیا |
در خاتمه سخنرانی رییس جمهور ایران، حاضران در این جلسه سئوالات خود را مطرح کردند.
یکی از سئوال کنندگان از آقای احمدی نژاد پرسید که آیا شخص او یا دولت او خواستار نابودی اسرائیل است؟
رییس جمهور ایران در این مورد گفت "ما همه ملت ها را دوست داریم" و با شرح وضعیت یهودیان در ایران، دیدگاه های خود در مورد حل بحران خاورمیانه از طریق رجوع به همه پرسی و لزوم اعاده حقوق فلسطینیان را مطرح کرد که با استقبال گروهی از حاضران در جلسه مواجه شد.
در مورد هولوکاست، آقای احمدی نژاد گفت که حتی اگر کشتار میلیون ها یهودی به دست آلمان نازی درست هم باشد، دلیل نمی شود که از این حادثه برای نقض حقوق فلسطینیان بهره برداری شود.
از آقای احمدی نژاد سئوال شد که آیا همجنسگرایان در جمهوری اسلامی اعدام می شوند، و او گفت که در ایران مانند کشورهای غربی همجنسگرایی وجود ندارد اما این اظهارات واکنش تمسخر آمیز برخی از حاضران در جلسه را در پی آورد.
آقای احمدی نژاد در پاسخ به سئوالی در مورد انگیزه در درخواست بازدید از محل برج های دوقلو نیویورک گفت که مایل بوده است با حضور در این محل، همدردی خود را با قربانیان عملیات انتحاری یازدهم سپتامبر سال 2001 ابراز دارد.
در عین حال، وی گفت که لازم است در مورد ریشه های واقعه یازدهم سپتامبر، نحوه وقوع و عوامل و دست اندرکاران واقعی آن تحقیقات بیشتری صورت گیرد و افزود که نتیجه چنین تحقیقاتی می تواند برای حل مسایل عراق و افغانستان مورد استفاده قرار گیرد.
همزمانجورج بوش، رییس جمهور آمریکا، با تکرار اتهام دست داشتن جمهوری اسلامی در تروریسم، سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا را نشانه ای از وجود آزادی بیان در ایالات متحده دانست و گفت که برگزاری این جلسه برای دانشجویان دانشگاه آموزنده بوده است.(نوش جان آقای احمدی نژاد)
اصل مطلبو از وبلاگ جدید دوست و همکار خوبم حمید رضا طهماسبی پور برداشتم (لینکش موجود است)
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد .وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!!در يک قسمت تاريک بدون حرکت.
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو اين مدت چکار مي کرده؟چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!!
ده سال مراقبت. چه عشقي ! چه عشق قشنگي!!!
می گن اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده است.
راستی فردا اول مهره.وقت کنم یه خاطره بامزه دارم براتون مینویسم.
ماجرا از این قراره که دوشنبه شب در حال تماشای۹۰ بودم که یهو زنگ پیام تلفن همراهم به صدا در آمد.وقتی گوشی را نگاه کردم {{در حالی که در منزل بجز من و همسرم( و البته نیما) کسی نبود که برایم بلو توث ارسال کند}} از فردی به نام devils برایم عکسی ارسال شده بود.
من هم که قبلا بارها طعم ویروسی شدن گوشیم از امثال مدیر فنی جهان صنعت را چشیده بودم مورد ارسالی را نپذیرفتم .اما وقتی ۵-۴ بار تکرار شد تصمیم به قبول گرفتم.
عکس ارسال شده تصویری از یک نوزاد توپول بامزه بودکه دومی هم آمد و سومی و چهارمی و شوخی شوخی دوست ناشناس ۳۷بلوتوث عکس و فیلم و موزیک در کمتر از یک ساعت برایم فرستاد. البته من هم کم نیاوردم و بیشتر از ارسالی های او برایش فرستادم.
حدود ساعت ۳۰/۱به کمک برنامه video dj شماره تلفنم را اول یک بلوتوث برایش رستادم که ببینم آدم به این باحالی در کدامین واحد است. که او هم متقابل شماره اش را فرستاد.
سرتان را درد آوردم.خلاصه اینکه از آن زمان تا همین الان پس از حدود ۳روز هنوز موفق به تماس با او نشده ام !!!!!!!!!!!!!!!!!
امروز هم که از ساعت ۱۰ صبح تلفن های ثابت تهران وحشتناک قاطی کرده و نه تنها با موبایل که با تلفن ثابت هم نمیتوان تماس گرفت.
و نتیجه این که به قول همشهری ذر مقابل تماس با موبایل باید دستان خود را بالا برد.همون با بلوتوث حال کنید بسه.نه؟؟
از امروز سعی می کنم حداقل هفته ای ۶-۵ مطلب بنویسم.
با نظراتتون همراهم باشید.